همسایگی با کافه‌ها

در خیلی از کشورها، اصل «حق آرامش ساکنان» بر «حق کسب‌وکار» اولویت دارد. یعنی کافه‌های دارای مجوز هم در صورت دریافت شکایت‌های مکرر یا ایجاد مزاحمت برای همسایه‌ها ممکن است با کاهش ساعات کاری، جریمه یا لغو مجوز روبرو شوند.

کافه‌نوشت: خیابان مرکز شهر پر است از کافه‌های مختلف. توی کوچه‌ها هم حتی می‌توانی کافه‌هایی را پیدا  کنی که آدم‌های مختلف جلوی درش ایستادند، معاشرت می‌کنند و سیگار می‌کشند . توی یکی از همین کوچه‌ها سه نفر از آدم‌های منتظرِ ، روی پله یکی از خانه‌ها نشسته‌اند تا نوبتشان شود. درست همین لحظه است که مردی میانسال می‌خواهد وارد خانه‌اش شود. به مشتری‌های کافه  با غر و اخم چیزی می‌گوید و در آپارتمان را باز می‌کند. حالا همان‌هایی که منتظر بودند، با بی حوصلگی از خانه فاصله می‌گیرند و به گوشه‌ای دیگری از کوچه می‌روند. این یعنی همسایگی با کافه برای آقای میانسال خوشایند نبوده است. وقتی از بچه‌ها درباره حرف‌های مرد میانسال می‌پرسیم می‌گویند با لحن بدی بهشان گفته: « اینجا جای نشستن نیست. می‌خواهید کافه برید جلوی در خودش بایستید نه اینکه جلوی خانه ما سد معبر کنید.»

این موضوع سرآغاز خیلی از مشکلات همسایه‌هایی است که سال‌ها با کافه‌ها در یک خیابان و کوچه بودند. این گزارش به موضوع همسایگی با کافه‌ها می‌پردازد. اینکه آیا همسایه بودن با کافه یک همزیستی مسالمت‌آمیز است یا یک آزار بی‌پایان؟

امنیتی که با شلوغی همراه می‌شود

کافه «شاد» یک کافه جمع و جور است. در یکی از کوچه‌های فرعی محله کلیم کاشانی. همیشه مشتری‌های ثابتی دارد که شب‌ها تا دیروقت چراغ کوچه را روشن نگه می‌دارند. یکی از همسایه‌ها می‌گوید ما مشکلی با کافه نداریم. اتفاقا چون اینچا خیلی خلوت است کافه باعث شده تا رفت و آمد دیر وقت نگران‌کننده نباشد چون همیشه عده‌ای هستند. خوبی این کافه البته این است که مشتری‌هایش آنقدر زیاد نیست که برای همسایه‌ها مزاحمت یا سر و صدا ایجاد کنند .

همسایه‌های موافق و مخالف

کافه «دوبار» یکی از کافه‌های معروف خیابان سنایی است. همیشه  آدم‌های زیادی دور کافه می‌ایستند چرا که صندلی به اندازه کافی نیست. بارها پلیس و شهرداری برای این موضوع و تجمع به کافه اخطار داده اما مشتری‌ها دوست دارند دم درکافه معاشرت کنند. اهالی این خیابان نظرهای متفاوتی دارند. یکی از زنان در همسایگی کافه دوبار می‌گوید اذیت که خیلی دارند. ماشین‌هایشان را  دوبله پارک می‌کنند. خیلی وقت موقتی ماشین‌هایشان را می‌گذارند روی پل. سر و صدای زیاد دارند اما خب چه کار می‌شود کرد؟ در تهران که تفریحی وجود ندارد. این‌ها هم جوان هستند و دلشان خوش است به همین کافه گردی‌ها.

نظرات کاملا متفاوت است. یکی دیگر از همسایه‌ها که مرد جوانی است می‌گوید: «ما اصلا راضی نیستیم. اصلا چطور اجازه می‌دهند وسط یک بافت مسکونی کافه بزنند؟ جز سر و صدا و شلوغی و آلودگی صوتی هیچ چیزی برای ما ندارند. اصلا کافه یا باید در مرکز خرید باشد یا در خیابان‌های اصلی و شلوغ. »

کافه‌دارها چه می‌گویند؟

کافه‌دارها اما هر روز با همسایه‌های زیادی درگیر هستند. کافه «نوا» در یکی از خیابان‌های فرعی شرق تهران است. چند میز و صندلی کوچک در پیاده‌رو دارد و آدم‌های زیادی قهوه‌شان را می گیرند و می‌روند. اما همین هم باعث شده تا همسایه‌ها از شلوغی خیابان و تردد آدم‌ها شاکی باشند. صاحب کافه به ما می گوید: «دو طرف مغازه دو آپارتمان ده واحدی هست که هرکدام ساز خودشان را می‌زنند. بعضی‌هایشان اصلا مشکلی ندارند و بعضی‌های دیگر هر روز دارند یا غر می‌زنند یا برای ما دردسر درست می کنند. با اینکه من جلوی کافه زدم که «لطفا روی پله خانه‌ها نشینید» و مدام این تذکر را می‌دهم اما باز انگار بودن ما را نمی‌توانند تحمل کنند. اگر یک روز از اینجا بلند شوم محال است کافه‌ام را در بافت مسکونی و کنار آپارتمان بزنم. کافه، ته یک پاساژ بی‌نام و نشان باشد بهتر از این وضعیت است.»

برخلاف تصور عمومی، در جهان قانون واحد و جهانی‌ که مشخص کند کافه دقیقاً کجا باید یا نباید باشد وجود ندارد. با این حال، اغلب شهرهای دنیا از یک چارچوب مشترک پیروی می‌کنند که ذیل قوانین «کاربری زمین» و «کاهش مزاحمت شهری» تعریف می‌شود.

در بسیاری از کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و استرالیا، شهرها به پهنه‌های مسکونی، تجاری و مختلط تقسیم می‌شوند. کافه‌ها معمولاً اجازه فعالیت در مناطق تجاری یا مختلط را دارند و در بافت‌های کاملاً مسکونی یا ممنوع‌اند یا با محدودیت‌های سخت‌گیرانه مجوز می‌گیرند. این محدودیت‌ها شامل ساعت فعالیت، کنترل سطح صدا، منع تجمع بیرونی و محدودیت استفاده از پیاده‌رو است.

نکته کلیدی آن است که در اغلب این کشورها، اصل «حق آرامش ساکنان» بر «حق کسب‌وکار» اولویت دارد. به این معنا که حتی کافه‌های دارای مجوز هم در صورت دریافت شکایت‌های مکرر یا ایجاد مزاحمت پایدار، ممکن است با کاهش ساعات کاری، جریمه یا لغو مجوز مواجه شوند.

در کوچه‌های فرعی، تصمیم‌گیری معمولاً موردی است. عرض معبر، ظرفیت ترافیک، بافت محله و فاصله از واحدهای مسکونی از عوامل تعیین‌کننده‌اند. در بسیاری از شهرها، کوچه‌های باریک و محله‌های صرفاً مسکونی عملاً شانس کمی‌برای دریافت مجوز کافه دارند.

این الگوها نشان می‌دهد مسئله اصلی در جهان، «بودن یا نبودن کافه» نیست، بلکه تنظیم رابطه آن با زندگی روزمره شهروندان است؛ رابطه‌ای که بدون قانون شفاف و نظارت مؤثر، به تعارضی دائمی‌میان ساکنان و کسب‌وکارهای شهری تبدیل می‌شود.

 کافه‌ها به‌خودی‌خود نه منجی محله‌اند و نه دشمن آرامش. آنچه تجربه همسایه‌ها نشان می‌دهد، اهمیت تعادل میان زندگی خصوصی و فضای عمومی‌است. همزیستی میان کافه‌ها و ساکنان، زمانی ممکن می‌شود که گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری و نظارت شهری جای بی‌نظمی‌و بی‌توجهی را بگیرد؛ تعادلی که بدون آن، یک فنجان قهوه می‌تواند به منبعی برای تنش دائمی ‌بدل شود.

پست های مرتبط