از قلیان تا غزل، وقتی قهوهخانههای صفوی پایتخت شعر ایران شدند
- سارا شمیرانی
- 2دقیقه
کافه نوشت: اگر امروز قهوهخانهها را به عنوان پاتوقی برای گپهای دوستانه، قرارهای کاری و کشیدن قلیان میشناسیم، در دوران صفوی، این مکانها چیزی فراتر از یک کافیشاپ ساده بودند. قهوهخانههای اصفهان عصر شاه عباس، نه فقط محلی برای نوشیدن قهوه، که به مهمترین تریبون فرهنگی و هنری ایران تبدیل شده بودند؛ جایی که شعر از قصرهای پادشاهان به کوچه و بازار آمد و با نفس مردم عجین شد.
تحقیقات جدید نشان میدهد که در این دوران، قهوهخانهها به عنوان «دانشگاههای مردمی» عمل میکردند. اما چه شد که شعر از انحصار دربار خارج شد و پای قهوه به غزلهای شاعران باز شد؟
وقتی دربار، شاعران را پس زد
برخلاف دورههای قبل، پادشاهان صفوی مانند گذشته شاعران را در صدر هنرمندان درباری نمینشاندند. از طرف دیگر، با رونق تجارت و رشد طبقه متوسط شهری، جمعیت تازهای در شهرها شکل گرفته بود که هم پول داشت و هم حوصله! این بازاریها و کسبه، نه آنقدر درسخوانده بودند که اشعار پیچیده و پرتکلف را بفهمند و نه میتوانستند وقت خود را در مساجد و محافل رسمی بگذرانند. آنها به دنبال تفریحی میگشتند که با حال و هوایشان جور باشد. قهوهخانهها این خلأ را پر کردند.
قهوهخانه؛ باشگاه روشنفکری عصر صفوی
قهوهخانهها به سرعت به پاتوق اصلی این قشر تبدیل شدند. اما ماجرا فقط به خوشگذرانی ختم نمیشد. این مکانها تبدیل به صحنهای برای رقابت شاعران شد. شاعران گمنام و پیشهوری که از ادبیات پیچیده سر درنمیآوردند، اما حرف دل مردم کوچه و بازار را میزدند، در قهوهخانهها گرد هم میآمدند و شعر میخواندند. شعرا در اين دوره حضور مستمري در قهوهخانهها داشتهاند. اين حضور گاهي آنقدر مداوم و هميشگي بوده است كه براي مثال وقتي نصرآبادي (صاحب تذكرة نصرآبادي) چند روزي در قهوهخانه حضور پيدا نميكند، مير عبدالعال كه از دوستان او بوده است در وصف نبودش شعر میسرود.
ورود افیون به شعر فارسی
اما جذابترین بخش این تحقیقات، نشان دادن تأثیر مستقیم «اجزای قهوهخانه» بر زبان شعر است. در این دوره، بهدلیل رونق تجارت با هند و اروپا، موادی مانند تنباکو، تریاک و افیون به تازگی وارد ایران شده بودند و در قهوهخانهها مصرف میشدند. این مواد آنقدر در زندگی روزمره ریشه دوانده بودند که شاعران ناچار شدند به آنها واکنش نشان دهند.
سه رویکرد شاعران به «تنباکو»: مدح، ذم و تصویرسازی
محققان با بررسی تذکرهها و دیوانهای شعرای آن دوره، سه نوع برخورد را با این پدیدههای نوظهور شناسایی کردهاند. اولین گروه مخالفان سرسخت بودند. برخی شاعران و علما که از رونق گرفتن قهوهخانهها و کمرونق شدن مساجد و مدارس ناراضی بودند، به شدت با این مسائل مخالفت میکردند. برای مثال، «ملامحسن فیض کاشانی» در شعری طولانی، قهوه و قلیان را نکوهش میکند و آنها را عامل تنبلی و دوری از علم میداند. شاعری دیگر به نام «رضیالدین آرتیمانی» با ناامیدی میگوید: «گویا همه عمرت، نفسی تنباکوست»!
گروه دوم موافقان بودند. در واقع شاعرانی که خود از مصرفکنندگان سرسخت این مواد بودند و عشق خود را به تریاک و تنباکو پنهان نمیکردند. «باقر کاشی» آنقدر به تنباکو وابسته بوده که در شعری حسرتبار، پس از مرگ نیز نگران کمبود آن است و میگوید در قیامت هم اگر آتش جهنم را ببیند، فریادش «تنباکو کو؟» خواهد بود! شاعر معروفی مثل «صائب تبریزی» هم از ترک شراب و روی آوردن به قلیان سخن گفته است.
گروه سوم هنرمندان خلاق بودند. شاعرانی که از این پدیدهها برای خلق تصاویر تازه و بدیع در شعر استفاده کردند. دیگر خبری از تشبیهات تکراری زلف و خال نبود. حالا شاعر «آتش زیر پای قلیان» را به عاشق سوختهدل تشبیه میکرد و «قلقل کردن قلیان» را به نالههای فراق. «بیدل دهلوی» با نگاه به قلیان میگوید:« داغ زیر پا و آتش بر سر و در دیده اشک» تصویری که تا پیش از آن در شعر فارسی سابقه نداشت.
قهوه؛ از دارو تا دوا
قهوه هم در این دوره فقط یک نوشیدنی تفننی نبود. مردم آن زمان به خواص دارویی قهوه باور داشتند و آن را «روحافزا» و «کسلگسل» میدانستند. اشعار عامیانهای که از آن دوران به جا مانده، قهوه را آرامشبخش جان پیران و تقویتکننده قوای بدن معرفی میکند. نوشيدن قهوه در اين روزگار براي تفريح و گذراندن اوقات نبوده است. در سفرنامة برادران شرلي در وصف قهوه آمده است: «مزه و بوى خوبى ندارد، ولى گويند كه براى صحت مزاج خيلى خوب است». اعتقاد به اينكه اين ماده انرژيزا و مقوي است و تا حدي كه كسالت و بيحالي را برطرف ميكند، در شعرهاي اين دوره نيز ديده ميشود.
قهوهخانهها، تاریخ را نوشتند
در پایان، آنچه از این تحقیق بر آن دوره برمیآید، تصویری زنده و پویا از قهوهخانههای عصر صفوی است. این مکانها نه تنها پاتوقی برای مصرف مواد مخدر به خصوص تنباکو و تفریح، که به عنوان یک نهاد فرهنگی قدرتمند، مسیر شعر فارسی را تغییر دادند. آنها با آوردن شعر به میان مردم، زبان آن را سادهتر و تصاویرش را ملموستر کردند و به شاعران این امکان را دادند که از قید و بندهای کهنه رها شده و از دود قلیان، پیچش زلف معشوقی جدید برای شعر خود بیافرینند. قهوهخانههای صفوی، پلی بودند بین فرهنگ عامه و هنر اصیل ایرانی.
منبع:این مطلب با اقتباس از پژوهش زیر تهیه شده است:محسن احمدي، ابراهيم خدايار، ناصر نيكوبخت. (۱۳۹۳). تبلور برخی عناصر قهوهخانهای در شعر عصر صفوی. دوفصلنامه فرهنگ و ادبیات عامه، سال ۲، شمارة ۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۳.
پست های مرتبط
کافههای فراموششدهای که جهان را تغییر دادند
یک جنگنجو که نجنگید اما شکست خورد