این کافه سفارشها را به زبان اشاره میگیرد؛ پاتوقی دوستداشتنی برای جامعه ناشنوایان
- ساناز صفایی
- 1دقیقه
کافه نوشت: این گزارش از خبرگزاری آسوشیتدپرس (AP) روایت کافهای در پورتلند آمریکاست که زبان اشاره در آن زبان اصلی ارتباط است؛ جایی که برای جامعه ناشنوایان فقط یک محل سفارش قهوه نیست، بلکه پاتوقی امن، محل کار و فضایی برای دیدهشدن و باهمبودن است.
یک کافه در ایالت اورگن که سفارشها را به زبان اشاره میگیرد، به فضایی محبوب و صمیمی برای جامعه ناشنوایان تبدیل شده است؛ جایی که هم محل گردهمایی است و هم فرصت شغلی برای کسانی که ناشنوا یا کمشنوا هستند فراهم میکند.
زبان اشاره آمریکایی (ASL) زبان اصلی کافه وودستاک در پورتلند است. کسانی که ASL بلد نیستند، میتوانند از میکروفونی استفاده کنند که سفارششان را بهصورت متن روی صفحه نمایش میدهد.
آندره گری، که در راهاندازی این کافه نقش داشته، به این رسانه (به زبان اشاره) گفت: افراد زیادی از سراسر کشور برای کار به اینجا آمدهاند، چون پیدا کردن شغل برای ناشنوایان و کمشنوایان اغلب کار آسانی نیست.
او میگوید: «برای همین این کافه تبدیل میشود به جای امن و ثابتشان؛ تکیهگاهشان.»
این کافه که متعلق به CymaSpace، یک سازمان غیرانتفاعی با هدف دسترسپذیر کردن هنر برای جامعه ناشنوایان است، هر هفته دورهمیهای زبان اشاره و شبهای بازی هم برگزار میکند. برنامه «Sign Squad» در روزهای سهشنبه یکی از محبوبترین رویدادهاست و افرادی مثل زک سالزبری را جذب میکند؛ کسی که با یک اختلال ژنتیکی نادر به دنیا آمده که باعث کاهش تدریجی شنوایی و بینایی میشود و از ایمپلنت حلزونی استفاده میکند. ایمی واکسپرس هم از جمله شرکتکنندگان است؛ او نه سال پیش، همزمان با کاهش شنواییاش، یادگیری زبان اشاره را شروع کرده است.
دامنه شنوایی شرکتکنندگان بسیار متنوع است: ناشنوایانی که با دانشجویان کلاسهای مقدماتی زبان اشاره گفتگو میکنند، کمشنوایانی که لبخوانی میکنند و کسانی که با ترکیبی از گفتار و اشاره با هم ارتباط میگیرند.

واکسپرس که خودش را کمشنوا معرفی میکند و بیشتر با لبخوانی ارتباط برقرار میکند، میگوید: «چیزی که من واقعاً دوستش دارم این است که آدمهای خیلی متفاوتی اینجا میآیند. فضا خیلی رنگارنگ است… آدمهایی از پیشینههای کاملاً مختلف. و تنها چیزی که بین همهمان مشترک است این است که با هم اشاره میکنیم.»
او عاشق تعریف کردن داستان یک کودک نوپای ناشنواست که از والدین شنوا به دنیا آمده بود و خانوادهاش میخواستند او در فرهنگ ناشنوایان غوطهور شود. وقتی او را به کافه آوردند، از دیدن آدمهایی که با زبان اشاره حرف میزدند، ذوقزده شد.
واکسپرس میگوید: «وقتی فهمید میشود با اشاره با آدمها ارتباط برقرار کرد، از خوشحالی در پوست خودش نمیگنجید. همهمان خیلی تحت تأثیر قرار گرفتیم… این دقیقاً از همان چیزهایی است که اینجا، در این کافه، اتفاق میافتد.»
گری میگوید برنامههایی برای خرید ساختمانهای خالی اطراف و راهاندازی یک «مرکز برابری ناشنوایان» وجود داشته، اما بخش زیادی از بودجه بعد از تغییر دولت ریاستجمهوری قطع شده است. با این حال، CymaSpace امیدوار است بتواند از طریق سازمانهای خصوصی و یک کمپین تأمین مالی جمعی در آینده، بودجه لازم را فراهم کند.
او میگوید: «این کار به جامعه قدرت میدهد، بهجای اینکه ترس از اشاره کردن وجود داشته باشد. ما، بهعنوان یک جامعه، واقعاً به آنچه هستیم افتخار میکنیم.»
پست های مرتبط
دوباره مرگ گلِ سرخ، دوبارهها، دوبارهها…
کافهتان را به مقصد محبوب دورکاران تبدیل کنید