قهوه، کافه و تناسب اندام با قهرمان فیتنس ایران

قهرمان فیتنس ایران، امید توشه، نکات عملی تعادل بخشیدن بین عشق به کافه‌ها رفتن و حفظ تناسب اندام می‌گوید.

کافه نوشت: گاهی زندگی مسیرهای دور از انتظاری را پیش روی‌مان می‌گذارد. مسیرهایی که نه‌تنها شغل‌مان، که تمام وجودمان را دگرگون می‌کنند. امید توشه، روزنامه‌نگار پیشین و فعال باتجربه در حوزه استارتاپ‌ها، یکی از همان کسانی است که در میانه مسیر، ناگهان قصه‌اش را از نو نوشت.
از تحریریه روزنامه‌های پرشور دهه هفتاد و هشتاد، تا فضای پویای مارکتینگ و استارتاپ‌ها، و سپس یک پیچ ناگهانی: تبدیل شدن به قهرمان فیتنس ایران در سنی که بسیاری فکر می‌کنند همه چیز از پیش تعیین شده استو دیگر امکان تغییر وجود ندارد.
در این گفت‌وگو، او از تجربه منحصر به فردش می‌گوید؛ از چگونه کافه‌نشین بودن بدون از دست دادن تناسب اندام، از رازهای حفظ تعادل میان عشق به قهوه و کافه و پایبندی به برنامه غذایی و ورزشی، و از اینکه چطور می‌توان میان هیاهوی کار و زندگی شهری، سلامتی را نه‌تنها حفظ که در اوج نگه داشت. با امید توشه، قهرمان فیتنس مردان بالای چهل‌سال ایران همراه می‌شویم تا بگوییم کافه‌نشینی سالم، نه تنها ممکن است، که می‌تواند شیرین‌تر هم باشد:

خیلی از آدم‌ها ورود به دنیای حرفه‌ای ورزش را انتخابی می‌دانند که باید از سنین پایین آغاز شود. تو اما از میانه‌های دهه چهارم زندگی‌ات این مسیر را شروع کردی و در زمان کوتاهی به قهرمانی ایران و مدال‌های بین‌المللی رسیدی. این نقطه شروع غیرمتعارفت چطور شکل گرفت؟

در ابتدا ورزش توصیه پزشکم بود و برایم بیشتر جنبه تفریح داشت؛ اینکه یک تغییر سالم در سبک زندگی یک مرد چهل‌ویک‌ساله ایجاد کنم. اما آن‌قدر این موضوع برایم جذاب شد و این روتین زندگی‌ام را تغییر داد که ساعت‌های کاری‌ام منظم شد، خوابم منظم شد و غذا خوردنم هم نظم گرفت. ورزش برایم خیلی جدی شد و وارد حوزه قهرمانی شدم. هم‌زمان مدال نقره ایران گرفتم، در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ قهرمان ایران شدم، و در یک مسابقه بین‌المللی که در تهران برگزار می‌شد هم شرکت کردم؛ مثل مستر یونیورس، که آنجا هم طلا گرفتم. هم‌زمان با این مسیر، وارد حوزه مربیگری ورزش هم شدم و سعی کردم دانشم را نسبت به کاری که انجام می‌دهم بالا ببرم، چه از نظر شاخه ورزشی و چه از نظر علمی.
من قهرمان فیتنس استایل ایران در اسفند سال ۱۴۰۳ شدم، در دوره قبل قهرمانی کشور در رشته ماسل استایل مقام دوم را گرفتم. همان‌طور که گفتم در رقابت‌های بین‌المللی مستر یونیورس ۲۰۲۴ در فیت‌مدل و ماسل استایل نقره و طلا گرفتم.

 این تغییرات بزرگ، به‌ویژه در سنی که معمولاً بسیاری فکر می‌کنند الگوهای زندگی تثبیت شده، شاید برای خیلی‌ها باورنکردنی باشد. خودت در مسیرت با چه چالش‌های ذهنی و عملی روبه‌رو بودی؟

برای من جذابیت اصلی این بود که مشکل عدم تمرکز داشتم. تمرکز کردن روی کار برایم خیلی سخت بود، حتی در همان دوره‌ای که کار روزنامه‌نگاری می‌کردم. حالا دوباره به کافه برمی‌گردم، اما این ورزش روتین به‌عنوان یک عادت روزانه باعث شد از نظر ذهنی هم منظم شوم. نه‌تنها سبک زندگی‌ام به‌خاطر ورزش منظم شد، بلکه ذهنم هم نظم پیدا کرد؛ میزان اضطرابم پایین آمد. وقتی روزانه یک ساعت و نیم یا دو ساعت در باشگاه، وقتت را به حرکات ورزشی اختصاص می‌دهی، در آن مدت، دست‌کم برای من، سعی می‌کنم فقط روی همان تمرکز کنم. گوشی را خاموش می‌کنم یا روی حالتی می‌گذارم که فقط بتوانم موسیقی گوش بدهم. این باعث شد کم‌کم بتوانم در کارهای دیگر هم همین روند را داشته باشم؛ یعنی وقتی می‌خواهم بنشینم و بنویسم، واقعاً می‌نشینم و همان کار را انجام می‌دهم، مدام سراغ گوشی نمی‌روم، بلند نمی‌شوم و قدم نمی‌زنم. از این نظر هم این مسیر خیلی به من کمک کرد.

به عنوان کسی که هم روزنامه‌نگار بوده و هم اکنون بخشی از زندگی‌ات در کافه‌ها می‌گذرد، معیارهایت برای انتخاب یک کافه خوب چیست؟

اول فضای امن و حریم شخصی، دوم منوی متنوع و هماهنگ با نیازها، و سوم ارتباط موثر با صاحب و کارکنان. وقتی جایی را مال خود می‌دانی و به مشتری ثابت تبدیل می‌شوی، آن مکان پاتوقت می‌شود.

رابطه‌ات با قهوه چطور شکل گرفت؟ از چه زمانی قهوه از یک نوشیدنی معمولی به بخشی از سبک زندگی‌ات تبدیل شد؟ 

جالب است که در دوره جوانی که بیشتر می‌نوشتم و روزنامه‌نگاری برایم جدی بود، تا نیمه دهه ۹۰، قبل از ورزش، من طرفدار چای بودم و خیلی چای می‌نوشیدم. قهوه را اصلاً دوست نداشتم و سمتش نمی‌رفتم. یک یا دو بار امتحان کردم، فشارم افتاد و تپش قلب گرفتم و گفتم این چه چیزیه؟ اما از وقتی ورزش کردن را شروع کردم، قهوه را به‌خاطر خواصی که داشت جایگزین چای کردم. چون قهوه کمک می‌کند قبل از ورزش انرژی بگیرم و آماده باشم. یعنی عملاً قهوه چای را از زندگی من بیرون کرد و شد نوشیدنی محبوبم. از اینجا به بعد نوشیدنی محبوبم شد و قهوه‌خواری برایم اهمیت پیدا کرد؛ اینکه چه قهوه‌ای را کجا، با چه طعمی، در چه ساعتی و با چه کیفیتی بنوشم. در چهار، پنج سال اخیر، کم‌کم این مسئله برایم جدی شد و کیفیت قهوه اهمیت پیدا کرد؛ مثلاً چند درصد باشد یا برای کدام کشور باشد.

به عنوان یک ورزشکار حرفه‌ای، ترجیح می‌دهی چه نوع قهوه‌ای بنوشی و مصرف روزانه‌ات چقدر است؟

من الان دو مدل قهوه می‌خورم؛ صبح‌ها صد درصد عربیکا می‌خورم و قبل از تمرین هم ترکیبی ۶۰ به ۴۰ که یک مقدار کافئینش بالاتر باشد.

 چه شد که از حوزه ورزش به سمت مربیگری و بعد تخصص در تغذیه کشیده شدی؟ 

اطرافیانم از سبک زندگی جدیدم استقبال کردند و درخواست برنامه کردند. من هم ابتدا زیر نظر دیگران بودم. اما متوجه شدم برنامه‌های رایج اغلب تیپ و غیرشخصی‌سازی شده‌اند. بنابراین برای یادگیری اصولی، در دوره‌های مربیگری و تغذیه بین‌المللی شرکت کردم و حالا با پلتفرم «هوشفیت»، برنامه‌های کاملاً شخصی‌شده ارائه می‌دهم.

 با توجه به اهمیتی که به کافه و فضای آن در زندگی‌ات داری، وقتی به مراجعان‌ت برنامه غذایی می‌دهی، چقدر کافه‌نشینی و انتخاب‌های غذایی در کافه را برایشان لحاظ می‌کنی؟

بله. ذهنیت من این است که در مسیر تناسب اندام، قانون ۸۰/۲۰ وجود دارد؛ هیچ رژیم غذایی یا برنامه ورزشی نباید ۱۰۰ درصد سختگیرانه باشد، چون باعث اضطراب می‌شود. اگر خارج شویم، احساس گناه می‌کنیم. من با این کاملاً مخالفم. رژیم غذایی باید انعطاف داشته باشد تا با قدم‌های کوچک، تغییرات بزرگ ایجاد شود. تناسب اندام باید بخشی از زندگی باشد، نه هدف نهایی؛ باید زندگی را بهتر کند و احساس بهتری بدهد.

به همین دلیل، کافه‌نشینی را در آن ۲۰ درصد جای داده‌ام. اگر کسی پنجشنبه شب قصد دارد بیرون باشد، می‌تواند هرچه می‌خواهد بخورد، اما محدود و در همان زمان مشخص باشد. مشخصاً نمی‌گویم در کافه چه بخورد، اما اگر کسی پرسید، توصیه می‌کنم. مثلاً خودم، چیزی که مرا به کافه می‌کشاند، صرفاً قهوه نیست؛ شیرینی کنار آن هم اهمیت دارد. بنابراین، اگر بخواهم به کسانی مثل خودم توصیه کنم، می‌گویم: وقتی به کافه رفتید و گرسنه هستید، می‌توانید آن چیزهایی که با رژیم شما سازگار است، انتخاب کنید؛ ولی همه چیز باید در اندازه و زمان محدود باشد.

 برای کسی که می‌خواهد هم از کافه لذت ببرد و هم مسیر سلامتی‌اش را حفظ کند، چه نکات عملی‌ پیشنهاد می‌کنی؟

اول از همه گرسنه به کافه نروید. قبل از رفتن یک میان‌وعده سبک و سازگار با رژیم بخورید.قهوه را به ساعات صبح تا عصر محدود کنید تا روی خواب تاثیر نگذارد. می‌توانید از جایگزین‌هایی مانند چای سبز یا آب گازدار استفاده کنید. از آبمیوه پرهیز کنید. فیبر ندارد و قند خون را سریع بالا می‌برد. هوشمندانه سفارش دهید: لاته با شیر کم‌چرب، ساندویچ مرغ با نان جو، سالاد با سس جدا، و تقسیم شیرینی با همراه. همیشه آب بنوشید تا اشتها و قند خون کنترل شود.

خوشبختانه امروز بسیاری کافه‌ها گزینه‌های سالم‌تری مانند شیرهای گیاهی، پودر پروتئین و شیرینی‌های با قند طبیعی ارائه می‌دهند که می‌توانید در سفارش‌تان لحاظ کنید.

 آینده منوهای سلامت‌محور در کافه‌های ایران را چطور می‌بینی؟

داشتم ترندهای سلامتی سال ۲۰۲۶ در اروپا را نگاه می‌کردم تا ببینم چه بحث‌هایی مطرح است و چه چیزهایی در سال آینده میلادی در کافه‌ها، رستوران‌ها و سبک زندگی مردم اروپا بیشتر دیده خواهد شد. یکی از نکات مهم، استفاده از غذاهای سالم و افزایش حضور آن‌ها در منوها بود. اینجا در ایران کافه سلامت به آن معنا وجود ندارد و تنها چند رستوران هستند که چنین گزینه‌هایی دارند و معمولاً قیمت‌شان برای همه جذاب نیست.

این یک ترند ماندگار است. جامعه کافه‌نشین ما به تناسب اندام بسیار اهمیت می‌دهد. پیشنهاد من به کافه‌داران این است که یک بخش ویژه سلامت در منو ایجاد کنند، کالری و مواد اولیه را شفاف اعلام کنند و با خلاقیت، غذاهای سالم اما خوشمزه و متنوع ارائه دهند، نه فقط یک سینه مرغ گریل ساده.

برای شخص من، وقتی در دوره آماده‌سازی مسابقات هستم، رفتن به کافه و انتخاب از منو بسیار سخت است. من همیشه می‌پرسم: «این سس با چه روغنی تهیه شده؟ واقعاً روغن زیتون است؟ شیرینی با شیره انگور است یا شکر اضافه دارد؟» این‌ها نکاتی است که برای کسانی که مسیر تناسب اندام را جدی می‌گیرند اهمیت دارد و صنعت کافی‌شاپ باید به آن توجه کند.

مواد غذایی موسوم به «سوپرفودها» مانند ماچا، کاکائوی خام یا پودرهای گیاهی خاص،  این روزها خیلی مورد توجه قرار گرفته‌اند. به نظرت جایگاه واقعی این مواد در برنامه غذایی چیست؟ آیا توصیه می‌کنی مراجعانت برای بهره‌گیری از خواص آنتی‌اکسیدانی، نوشیدنی‌هایی مثل ماچا یا شکلات تلخ بدون شکر را جایگزین قهوه عصرگاهی کنند؟

بین، بخش زیادی از اتفاقاتی که در صنعت غذا می‌افتد، به مارکتینگ و بازاریابی برمی‌گردد، نه اینکه سوپر فودها خاصیت نداشته باشند. مثلاً پودر جلبک، ماچا، چای سبز، کاکائو خاصیت دارند، ولی اینکه فکر کنیم یک ماده غذایی معجزه می‌کند و می‌تواند سبک زندگی یا عوارض بقیه غذاها را خنثی کند، اصلاً درست نیست.

برای مثال، خوردن یک لیوان آب پرتقال صبح در هالیوود دهه ۵۰ و ۶۰ خیلی رایج شد؛ ریشه‌اش این بود که کارخانه‌های آبمیوه‌سازی در آمریکا بودجه زیادی برای تبلیغات گذاشتند و این باور را در ذهن مخاطب ایجاد کردند که آب پرتقال خواص فوق‌العاده دارد. مشابه‌ش را قبلاً با سیگار یا مشروبات الکلی می‌کردند؛ قهرمان‌ها همیشه سیگار می‌کشیدند و این تبلیغ می‌شد تا بعداً قوانین تغییر کرد و ممنوع شد. لبنیات هم همین وضعیت را داشت؛ خواص واقعی‌شان اغراق شده بود، نه اینکه فاقد ارزش باشند، بلکه بازاریابی ارزش غذایی را بزرگ‌تر از واقعیت نشان می‌داد.
در عین حال، مکمل‌های غذایی و دارویی که تحقیقات علمی اثبات کرده‌اند، توصیه می‌کنم. یکی امگا ۳ است، روغن ماهی که معمولاً در رژیم غذایی ما کم است و کمک زیادی می‌کند. همچنین ویتامین D، به‌ویژه ویتامین D۳، برای کسانی که کمبود دارند، بسیار مهم است؛ حتی با وجود اینکه ما کشوری پرآفتابی هستیم، کمبود ویتامین D شایع است، به خصوص در خانم‌ها. این مکمل‌ها باید با توصیه پزشک مصرف شوند و قبل از شروع برنامه جدی، آزمایش خون لازم است.

 این بازاریابی گسترده و گاهی متناقض، ما را به سوال مهم دیگری می‌رساند: در دنیایی که هر روز نتایج پژوهش‌های جدید، و گاهی متضاد، درباره تغذیه و ورزش منتشر می‌شود، به عنوان یک متخصص که باید به مراجعان راهکار عملی بدهی، معیارت برای تشخیص اعتبار و اتکا به یک تحقیق علمی چیست؟ چگونه از سردرگمی جلوگیری می‌کنی؟

بله، تحقیقات گاهی سر در گم کننده هستند. اما چیزی که من متوجه شدم این است که جامعه‌ای که تحقیق روی آن انجام می‌شود و مدت زمان تحقیق، تأثیر زیادی روی نتایج دارد. مثلاً گروهی ۴۰ تا ۵۰ نفره به مدت یک سال مورد مطالعه قرار می‌گیرند و نتایج اعلام می‌شود، اما تحقیقات طولانی‌مدت ۱۰ تا ۲۰ ساله و با جامعه بزرگ‌تر، قابل اعتمادتر است. همچنین جایی که مقاله منتشر می‌شود اهمیت دارد؛ یک نشریه معتبر علمی، نتایج را معتبرتر می‌کند.

من برمی‌گردم به منبع آن چیزی که رسانه‌ها می‌گویند. رسانه‌ها معمولاً دنبال تیترهای جنجالی هستند، به خصوص حالا که رسانه‌های اجتماعی وجود دارند و همه دنبال دیده شدن بیشتر هستند. من خودم همیشه برمی‌گردم به مقاله اصلی، عنوانش را سرچ می‌کنم و بررسی می‌کنم که مدت زمان تحقیق چقدر بوده (تحقیقات بلندمدت معتبرترند) و چه تعداد افراد تحت مطالعه بوده‌اند. این موضوع به خصوص در حوزه ورزش اهمیت زیادی دارد، چون تناقض‌ها می‌توانند مسیر یک ورزشکار جدی را تحت تاثیر قرار دهند.

پست های مرتبط