قهوه فومی، دسر در فنجان
- آزاده محنتی
- 3دقیقه
کافهنوشت: این روزها اگر در بسیاری از کافههای استرالیا قهوه سفارش بدهید، چیزی که تحویل میگیرید بیشتر شبیه یک دسر لایهلایه است تا یک فنجان قهوه کلاسیک. لیوانهایی که رویشان با لایهای ضخیم از خامههای طعمدار، فومهای میوهای یا کرمهای معطر پوشانده شده؛ آنقدر حجیم و چشمگیر که گاهی یکسوم حجم نوشیدنی را همین تاپینگها تشکیل میدهند. قهوه دیگر فقط قهوه نیست؛ تبدیل شده به بستری برای بازی با بافت، رنگ و طعم.
این موج تازه، بر پایه ایدهای ساده شکل گرفته است: افزودن لایهای غلیظ، خامهای و دسرگونه روی نوشیدنیهای سرد. این فومها معمولاً از خامه پرچرب یا ترکیبی از خامه و شیر تهیه میشوند، با سیروپها و طعمدهندهها مزهدار میشوند و در نهایت روی قهوه یا ماچا مینشینند؛ نه اینکه در آن حل شوند. نتیجه، تضادی جذاب است میان تلخی یا لطافت نوشیدنی پایه و شیرینی و چربی اغواکننده لایه بالایی. هر جرعه، دو تجربه همزمان است: اول برخورد لب با فوم نرم و معطر، بعد رسیدن به قهوه یا چای زیرین.
پیشنهاد برای مطالعه: کافهها در سایه روشن جنگ
برخی از نمونههای محبوب شامل قهوه دمی با خامه رندهپوست پرتقال و جوز هندی، ماچای چندلایه با فوم چیزکیکی، یا کلدبروهایی با کرم شکلات–پرتقال هستند؛ فومهایی آنقدر غلیظ که اغراق نیست اگر بگوییم میشود با آنها بالش پُر کرد! رنگهای پاستلی، بافت ابری و خطوط لایهلایه سبز و قهوهای در لیوانهای شفاف، این نوشیدنیها را به سوژهای آماده برای عکاسی تبدیل کردهاند. طبیعی است که شبکههای اجتماعی در داغشدن این ترند نقش پررنگی داشته باشند. نسل جوانتر، بیش از هر زمان دیگری، به دنبال نوشیدنیهایی است که «دیدنی» باشند؛ چیزی فراتر از یک فلتوایت ساده.
اما این داستان فقط درباره ظاهر نیست. ریشههای این سبک را میتوان در فرهنگ کافههای شرق آسیا پیدا کرد؛ جایی که قهوه اغلب بهعنوان یکی از اجزای یک نوشیدنی پیچیدهتر در نظر گرفته میشود، نه قهرمان بیرقیب لیوان. همچنین نمیتوان از تأثیر فرهنگ بابلتی گذشت؛ جایی که فوم پنیر و فوم نمکی سالهاست روی چایها جا خوش کردهاند. حتی اگر عقبتر برویم، میبینیم ایده قهوه با لایهای از خامه چیز تازهای نیست: از قهوههای خامهدار اروپای قرن نوزدهم گرفته تا قهوه تخممرغی ویتنامی که با فومی شیرین و ابری سرو میشود. آنچه امروز میبینیم، در واقع بازتفسیر مدرن همان وسوسه قدیمی است: افزودن لایهای لوکس به نوشیدنیای روزمره.
در استرالیا، یکی از نسخههای شاخص این جریان، نوشیدنیای است که با لایهای سخاوتمندانه از خامه هوادهیشده و معطر پوشانده میشود و از زمان معرفیاش به یکی از پرفروشترین آیتمهای منو تبدیل شده است. محبوبیت آن به حدی بوده که نسخههای الهامگرفتهاش در شهرهای مختلف ظاهر شدهاند؛ هر کدام با پیچوتاب تازهای در طعم و ارائه. برخی کافهها سراغ کرم پسته و بادامزمینی رفتهاند، برخی دیگر فوم میوههای ادویهای را روی ماچای نانموزی چهاربخشی نشاندهاند. در ابتدا شاید مشتریها با تردید نگاه میکردند، اما حالا بسیاری از آنها دقیقاً به دنبال همین تجربه متفاوتاند.
پیشنهادی دیگر برای مطالعه: اسموتیهای قهوه؛ انرژی در هر جرعه
جالب اینجاست که این فومها همیشه هم روی نوشیدنی قرار نمیگیرند. گاهی میان لایهها جا میگیرند یا بهصورت بخشی از ساختار نوشیدنی طراحی میشوند. اما در هر حالت، کارکردشان فراتر از تزئین است: آنها ارزش افزوده میسازند. در دورانی که قیمت قهوه بالا رفته و حاشیه سود کافهها کاهش یافته، فروش یک نوشیدنی «خاص» با قیمت بالاتر، منطقیتر از اتکا به یک فنجان ساده و کمحاشیه است. حتی در زمان کمبود جهانی ماچا، افزودن لایهای از خامه یا نارگیل میتواند به کشآمدن موجودی پودر چای سبز کمک کند.
از نگاه اقتصادی هم ماجرا روشن است: مشتریها معمولاً راحتتر حاضرند برای نوشیدنیای که حس تجمل، تفاوت و تجربهای گاهبهگاه را منتقل میکند، مبلغ بیشتری بپردازند تا برای یک عادت روزمره. این نوشیدنیها قرار نیست جای قهوه صبحگاهی همیشگی را بگیرند؛ آنها نقش «لذت آخرهفته» یا «قرار دوستانه» را بازی میکنند.
در نهایت، این موج فومها و تاپینگهای خامهای را میتوان پاسخی خلاقانه به شرایط سخت بازار دانست؛ ترکیبی از زیبایی بصری، بازی با بافت و هوشمندی اقتصادی. قهوه، که سالها بر سادگی و مینیمالیسم تأکید داشت، حالا بیپروا لباس دسر پوشیده است. و شاید همین جسارت در آمیختن لذت و نوآوری، یکی از راههایی باشد که کافهها برای سرپا ماندن انتخاب کردهاند.
منبع: گاردین
پست های مرتبط
کافه بزنیم یا نزنیم؟ تصمیمی میان رؤیا و واقعیت اقتصادی
اسموتیهای قهوه؛ انرژی در هر جرعه