ضیافت تلخِ حقیقت؛ کافه به مثابه دادگاه
- ساناز صفایی
- 1دقیقه
کافهنوشت: در دنیای پرپیچوخم بهرام بیضایی، «کافه» فقط مکانی برای صرف یک فنجان قهوه نیست؛ بلکه ایستگاه پایانیِ یک سفر ادیسهوار است. سکانس گرهگشایی «سگکشی» در هتل، جایی که جواد مقدم با آن آرامشِ کنایهآمیز برای گلرخ کمالی چای و شیرینی سرو میکند، یکی از تکاندهندهترین لحظات تاریخ سینمای ایران است. درست لحظهای که مقدم فنجان قهوه را روی میز میگذارد، جهان داستان تغییر میکند. آگاهی مثل بهمن روی سر خانم کمالی هوار میشود و کافه به سرزمین حقیقت تبدیل میشود؛ یکی از بهترین سکانسهای کافهای در سینمای ایران.
بیجهت نیست که بنیاد فیلم بریتانیا (BFI) فیلم «سگ کشی» را در فهرست برترین تریلرهای تاریخ سینما جهان قرار داده و منتقدان آن را با شاهکارهای کلاسیک جهان مقایسه کردهاند. اما قدرت اصلی این سکانس در تضاد میان ترکیب خارقالعاده «فرم» و «محتوا» نهفته است: محیط کافه تریا با آرامشِ شیک و اتوکشیده هتل در کنار روایت فروپاشیِ ناگهانیِ تمام باورهای یک زن.
گلرخ کمالی، که برای نجات همسرش (ناصر معاصر) از میان لجنزارِ طلبکاران و گرگهای گرسنه عبور کرده، حالا در این کافه با واقعیتی عریان روبرو میشود. او در نهایتِ متانت و وقار، متوجه میشود که تنها مهرهای در بازیِ فریبکارانهی همسرش و منشیِ او بوده است. شیرینیِ روی میز، در مقابلِ تلخیِ این خیانت، طعمی جز خاکستر ندارد.
بیضایی در این سکانس، «زن» را از مقام قربانی به مقام ناظری خردمند ارتقا میدهد که در سکوت، سقوط اخلاقیِ مردی را تماشا میکند که تمام هستیاش را برای او قمار کرده است؛ مردی هم رنگ جامعه زمانه خویش.
به بهانه کوچِ ابدیِ استاد بهرام بیضایی؛ معمار واژگان و تصویر.
پست های مرتبط
کافه برای ماندن و نشستن است
قهوه، کافه و تناسب اندام با قهرمان فیتنس ایران