یک فنجان اسپرسو در میانه انقلاب

فیدل کاسترو عاشق اسپرسو بود و اغلب در جلسات غیررسمی همراه با دیپلمات‌ها قهوه می‌نوشید؛ این رفتار، در دوران بحران‌ها و چالش‌های سیاسی، به‌عنوان نشانه‌ای از آرامش شخصی و نمادی از گفتگو دیده می‌شد.
عکس با هوش مصنوعی بازسازی شده است
عکس با هوش مصنوعی بازسازی شده است

سیاست معمولاً با تصویر میزهای بلند، اتاق‌های بسته و صورت‌های عبوس به یاد آورده می‌شود. اما در قرن بیستم، یکی از ماندگارترین چهره‌های سیاست جهان، قدرت را نه فقط پشت تریبون، که پشت فنجان‌های کوچک قهوه هم زندگی کرد؛  فیدل کاسترو.

کاسترو، رهبر انقلاب کوبا به شکلی مستند و مکرر با قهوه شناخته می‌شود. این نه یک روایت شاعرانه، بلکه بخشی ثبت‌شده از زندگی روزمره و حتی دیپلماسی غیررسمی اوست. خبرنگاران خارجی، دیپلمات‌ها و عکاسان بارها از مردی نوشته‌اند که ساعت‌ها صحبت می‌کرد، تصمیم می‌گرفت و بحث می‌کرد، در حالی که فنجان‌های اسپرسو یکی پس از دیگری روی میز عوض می‌شدند.

قهوه؛ بخشی از ریتم قدرت

کوبا کشوری است که قهوه در تار و پود فرهنگ روزمره‌اش تنیده شده، اما برای کاسترو، قهوه چیزی فراتر از سنت بود. بر اساس خاطرات محافظان و نزدیکانش، او به‌ویژه اسپرسوی غلیظ و بدون شکر علاقه داشت؛ نوشیدنی‌ای که با شخصیت سیاسی‌اش هم‌خوانی داشت: تلخ، متمرکز و بی‌حاشیه.

در گزارش‌های منتشرشده از دیدارهای طولانی او با خبرنگاران خارجی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، بارها اشاره شده که کاسترو جلسات را با قهوه آغاز می‌کرد و گاهی تا نیمه‌شب، میان بحث‌های سیاسی و ایدئولوژیک، فنجان قهوه را در دست داشت. قهوه برای او مکثی کوتاه در میان تصمیم‌های بزرگ بود؛ نه برای آرامش، بلکه برای تمرکز. خبرنگار آمریکایی Lee Lockwood که بیش از ۲۰۰ ساعت با کاسترو مصاحبه کرده، در کتاب معروفش می‌نویسد:«در بسیاری از گفتگوهای ما، فنجان‌های کوچک قهوه مدام عوض می‌شدند. کاسترو شب را به روز می‌رساند و قهوه همراه همیشگی او بود.»

گابریل مارکز که سال‌ها با کاسترو دوستی و گفت‌وگو داشت، در کتاب و مصاحبه‌هایش بارها به جلسات طولانی همراه با قهوه اشاره می‌کند. او در گفت‌وگویی که بعدها در مجموعه‌نوشته‌هایش درباره کاسترو آمده، می‌گوید (نقل به مضمون مستند): «کاسترو می‌توانست ساعت‌ها بدون وقفه حرف بزند؛ قهوه می‌نوشید و فکر می‌کرد، انگار خواب و خستگی برایش وجود نداشت.»

دیپلماسی غیررسمی پشت فنجان

برخلاف جلسات رسمی دولتی، بسیاری از گفت‌وگوهای مهم کاسترو در فضایی نیمه‌خودمانی انجام می‌شد. دیپلمات‌ها نوشته‌اند که او گاه مهمانان خارجی را به فضاهایی ساده دعوت می‌کرد؛ جایی که قهوه حاضر بود و فاصله رسمی قدرت کمی کمتر می‌شد. در این فضاها، کاسترو کمتر شبیه یک رهبر انقلابی سخنرانی می‌کرد و بیشتر شبیه مردی بود که جهان را تحلیل می‌کند. یکی از خبرنگاران آمریکایی که در دهه ۱۹۷۰ با او مصاحبه کرده، نوشته است: «کاسترو بیشتر از آن‌که شبیه یک ژنرال باشد، شبیه استادی بود که پشت فنجان قهوه درس سیاست می‌دهد.»

قهوه و تصویر عمومی کاسترو

در عکس‌های مشهور او اغلب کاسترو با سیگار برگ دیده می‌شود، اما در پشت صحنه همان لحظات، قهوه همیشه حاضر است. سیگار نماد تصویر عمومی او شد؛ اما قهوه، سوخت روزمره ذهن او بود. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که کاسترو دستگاه‌های مخصوص قهوه‌سازی شخصی داشت و نسبت به کیفیت قهوه حساس بود. این جزئیات، هرچند کوچک، نشان می‌دهند که قهوه برای او عادت نبود؛ بخشی از نظم ذهنی‌اش بود. اگر کافه‌ها در اروپا محل تولد اندیشه‌های روشنگری بودند، برای کاسترو، قهوه همان نقش را در مقیاسی شخصی ایفا می‌کرد. او سیاست را فقط در سالن‌های رسمی نمی‌دید؛ بلکه آن را در گفت‌وگو، استمرار و حضور طولانی در بحث می‌جست. قهوه به او اجازه می‌داد ساعت‌ها بیدار بماند، گوش دهد، پاسخ دهد و روایت خودش از جهان را بسازد. فیدل کاسترو به کافه‌نشینی به معنای هنری یا روشنفکری آن معروف نبود، اما قهوه را وارد زیست سیاسی قدرت کرد. او از معدود سیاستمداران معاصر بود که نوشیدنی‌ای ساده را به بخشی از تصویر فکری و رفتاری خود بدل کرد.

پست های مرتبط