در حال و هوای غم

چراغ اکثر کافه‌ها خاموش شده است. نبود مشتری، حال و هوای غمگین مردم ایران و نگرانی باعث شده تا خیلی از آن‌ها وضعیت متفاوتی داشته باشند
در حال و هوای غم

کافه‌نوشت: روزهای اول کمتر کسی مساله را جدی می‌گیرد. زندگی جریان دارد. رفت و آمدها، قرارهای دوستانه، کافه رفتن و چرخیدن. گاهی این وسط اخبار هم چک می‌شود. بازاری‌ها اعتراض کردند، مغازه‌ها را بستند و تا وضعیت مشخص نشود دوباره سرکار برنمی‌گردند. با این حال اما باقی جاهای شهر زندگی مثل قبل است. مردم صبح‌ها کافه می‌روند، قهوه می‌گیرند، صبحانه می‌خوردند و منتظرند تغییری ایجاد شود. در خیابان هروی کافه عین الدوله مثل همیشه شلوغ است، پر است از گروه‌های دوستانه متفاوت که فارغ از هر خبری دورهم جمع شده‌اند. یکی از گروه‌های زنانه درست در همین روزهای اول است که دورهم جمع شده‌اند. وقتی می‌پرسیم چرا کافه آمده‌اید می‌گویند:« دوستمان از سوئد آمده و نباید توی این شرایط به او استرس بدهیم. کافه می‌تواند بهترین جا برای حرف زدن، تحلیل کردن وضعیت و البته حال خوب باشد»

چراغ روشن کافه‌ها

از هفته دوم وضعیت تغییر می‌کند. دلشوره‌ها و نگرانی از وضعیت آینده و اینکه قرار است چه اتفاقی بیفتد اوج می‌گیرد؟ اعتراض‌ها بیشتر شده، آدم‌های بیشتری توی خیابان هستند و اینترنت‌ها ضعیف شدند، آدم‌های گاهی برای تحلیل ماجرا به کافه می‌روند. می‌روند تا باهم درباره اتفاقات پیش آمده و وضعیت آینده حرف بزنند. موسیقی‌ها دیگر شاد نیستند. بعضی‌ها تنها می‌آیند برای چک کردن اخبار، با سرهای توی یقه فرورفته و چشم‌هایی که دیگر شاد نیستند. در کافه‌های مرکز شهر رفت و آمد جریان دارد اما خلوت‌تر.  با این حال اما چراغ کافه‌ها روشن است و این روشنی کمی‌نور به قلب مردم می‌تاباند.

کافه آخرین چیزی‌ست که به آن فکر می‌کنند

کمی‌بعدتر دسترسی به اخبار قطع می‌شود. آنتن‌های موبایل، اسمس‌ها، همه چیز محدود شده. خیابان‌ها شلوغتر شده اند. هیچ کس نمی‌داند در شهرهای دیگر چه خبر است و وضعیت به چه شکل پیش می‌رود. هوا که تاریک می‌شود همه شهر تعطیل می‌شود. مغازه‌ها، رستوران‌ها و کافه‌ها. دیگر کمتر کسی در این موقعیت به کافه رفتن فکر می‌کند. مانی دیانتی صاحب کافه کات می‌گوید شرایط طوری است که کلا تعطیل کردیم. نمی‌دانم چه می‌شود.» واقعیت همین است. این روزها به آخرین چیزی که آدم‌ها فکر می‌کنند کافه رفتن است.

همه چیز در بلاتکلیفی مانده است

وضعیت به حالت نرمال برنمی‌گردد. اوایل کافه‌ها ۶ تعطیل می‌کردند. حالا رسیده به ۳ ظهر. بعضی‌ها هم کلا تعطیلند. مدیر کافه نیلا در تنکابن می‌گوید: «شرایط اصلا خوب نیست. دلهره داریم. باز می‌کنیم اما هیچکس هیچ کاری نمی کند. حتی مشتری‌های ثابت تک و توک می‌آیند. مدیر کافه صبح نو در کرج هم می‌گوید شرایط خیلی افتضاح است. هیچ مشتری نداریم. زود میبندیم.

پرگل حق‌شناس مدیر کافه گلدن در کرج هم همان حرف‌های بقیه را تایید می‌کند با این تفاوت که می‌گوید:«ما هنوز هم پناهگاه مشتری‌های ثابتمان هستیم و سعی می‌کنیم اینجا آرامش داشته باشند. تا ساعت سه بیشتر باز نیستیم اما در همین زمان هم سعی می‌کنیم کمی حال و هوای آدم‌‌ها را عوض کنیم.»

دو روز گذشته کافه وریا غفوری و ساعدی‌نیا پلمپ شد. به خاطر تعطیلی که البته دادستانی آن را به حمایت از اعتراض‌ها تعبیر کرده بود. حالا باقی کافه‌ها بلاتکلیفند. باز هستند اما بدون مشتری، تعطیل نمی‌کنند چون از پلمپ شدن می‌ترسند، تهران و شهرستان هم ندارد، همه چیز در یک وضعیت معلق باقی مانده است درست مثل باقی چیزا. از آدم‌ها گرفته تا وضعیت اینترنت و کسب و کارهایی که تقریبا از اول دی ماه روی خوش به خود ندیدند.

پست های مرتبط