تهران:کافه، تجارت و تضاد با هژمونی رسمی

رشد فرهنگ کافه‌نشینی در تهران، فراتر از نوشیدن قهوه، به نمادی از خودبیانگری و حضور در فضای عمومی بدل شده است؛ اما پلمب‌ها، فشارهای قانونی، تورم بی‌سابقه، بحران‌های سیاسی و ابهام مجوزها، کافه‌داران را در منطقه‌ای خاکستری میان تجارت و سیاست قرار داده است.
مشکلات کافه‌داری در ایران

کافه نوشت: تهران در سال‌های اخیر شاهد رشد چشمگیر فرهنگ کافه‌نشینی بوده است، پدیده‌ای که بیش از آن‌که صرفاً درباره نوشیدن قهوه باشد، نمادی از میل به حضور مردم در فضاهای عمومی، خودبیانگری فرهنگی و کسب‌وکارهای کوچک شهری است. این تحول اما هم‌زمان با فشارهای قانونی، اقتصادی و اجتماعی درگیر است که به‌طور فزاینده‌ای بخش بزرگی از فعالان صنعت پذیرایی را در وضعیت شکننده قرار داده است.

کافه‌ها در تقاطع قانون و اخلاق

در سال ۱۴۰۴ خورشیدی، موجی از پلمب و تعطیلی کافه‌ها و رستوران‌ها در تهران و دیگر شهرها گزارش شد، که علت آن توسط مقامات «نقض هنجارهای اجتماعی» اعلام شد: از سرو مشروبات الکلی گرفته تا برگزاری مهمانی‌های مختلط و عدم رعایت قوانین حجاب. دادستان تهران، علی صالحی، مهر ماه گذشته در گفت‌وگو با همشهری آنلاین اعلام کرد بیش از ۲۰ کافه، رستوران و تالار طی چند ماه تعطیل شدند و دست‌کم در یک مورد، مدیر یک کافه در تهران بازداشت شد و واحد صنفی‌اش به‌طور دائمی بسته شد. در گزارش‌های رسانه‌ای آمده است که کشف مشروبات الکلی و نقض مقررات صنفی از جمله بهانه‌های پلمب بوده‌اند.

این گونه اقدامات را نمی‌توان فقط یک «نظارت ساده» دانست؛ چرا که همواره پرسش‌هایی درباره مرز میان قانون‌گذاری رسمی و اعمال قیمومیت فرهنگی مطرح بوده است. مقامات رسمی می‌گویند که هدف از این مقررات حفظ «ارزش‌های اسلامی» است، اما منتقدان آنها را بخشی از تلاش برای محدود کردن فضاهای عمومی جوانان و کنترل رفتارهای اجتماعی می‌دانند.

اقتصاد سختِ کافه‌داری

به جز فشارهای رسمی، شرایط اقتصادی دشوار یکی دیگر از موانع بزرگ است. نرخ بالای تورم در ایران، نوسانات شدید ارز، و تحریم‌های بین‌المللی زنجیره تأمین را مختل کرده‌اند؛ کافه‌ها برای تهیه قهوه و تجهیزات تخصصی باید از مسیرهایی غیرمستقیم و پرهزینه اقدام کنند، که در مواردی تا چند ماه تأخیر ایجاد می‌کند.

در این وضعیت، بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک با حاشیه سود اندک، به‌سختی می‌توانند بقای مالی داشته باشند. فقدان دسترسی رسمی به دوره‌های آموزشی، گواهی‌نامه‌های تخصصی یا حضور در رویدادهای بین‌المللی نیز به ضعف رقابتی نیروی کار حرفه‌ای منجر شده است.

محرومیت قانونی و مجوزها

در میان همه‌ این مشکلات، مسأله مجوزهای قانونی نیز بار بزرگی است. مجتبی اقوامی پناه مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران به مهر گفت از بین ون کافه‌هایی که در تهران فعالیت می‌کنند حدود ۵۵۰ ون‌کافه (کافه‌های سیار) بدون مجوز فعالیت می‌کنند که به‌طور بالقوه می‌توانند هدف بازرسی و جمع‌آوری قرار بگیرند. فقدان یک چارچوب قانونی روشن و شفاف برای این نوع کسب‌وکارها، لنگر سنگینی است که هم به اعتبار صنف آسیب می‌زند و هم سرمایه‌گذاران را از ورود یا توسعه منصرف می‌کند.

نسل جوان و بازار تقاضا

با این حال، جوانان تهرانی و نسل جدید مشتریان، کافه‌ها را بیش از گذشته به‌عنوان فضاهایی برای تجمع، گفت‌وگو، مطالعه و تجربه فرهنگی می‌پذیرند. اگرچه فشارهای رسمی ممکن است باعث تعطیلی برخی کسب‌وکارها شود، این پدیده عمیقاً ریشه‌دوانده و به نوعی به نماد خواسته‌های اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. علیرغم همه تلاش‌های فشارگرانه، بسیاری از کافه‌ها همچنان فضای خود را حفظ کرده‌اند و حتی برخی رفتارها که توسط مقامات «هنجارشکن» تلقی می‌شوند در عمل عادی شده‌اند، به‌گونه‌ای که ناظران می‌گویند اجرای کامل این مقررات در مقام عمل دشوار است.

تهران زیر فشار بحران‌های پی‌درپی

در پس‌زمینه بحران‌های صنفی، کافه‌داران در تهران ناچار بوده‌اند با زنجیره‌ای از تکانه‌های سیاسی و اجتماعی نیز دست‌وپنجه نرم کنند؛ از اعتراضات گسترده دی ماه ۱۴۰۴، کشتار و بحرانی که در پی آن پیش آمد که به گفته نهادهای حقوق بشری هزاران کشته بر جا گذاشت، تا قطعی‌های سراسری اینترنت که عملاً سیستم‌های فروش آنلاین، تبلیغات شبکه‌های اجتماعی و حتی دستگاه‌های پرداخت را فلج کرد. هم‌زمان، تورمی که در ایران به سطوح بی‌سابقه رسید، قیمت دانه قهوه، شیر، شکر و اجاره‌بها را چند برابر کرد و حاشیه سود را به مرز صفر رساند. با فرارسیدن ماه رمضان نیز بسیاری از کافه‌ها ناچارند در طول روز تعطیل بمانند یا فعالیت خود را تا زمان افطار متوقف کنند؛ محدودیتی که در کنار کاهش قدرت خرید مشتریان، گردش مالی را بیش از پیش کاهش می‌دهد. برای بسیاری از صاحبان کافه، بحران دیگر یک رویداد مقطعی نیست، بلکه به وضعیت دائمی تبدیل شده است، شرایطی که در آن هر روز باز ماندن درِ کافه، خود نوعی مقاومت اقتصادی به شمار می‌آید.

منطقه‌ی خاکستری میان تجارت و سیاست

بازار کافه‌داری در تهران، بیش از آن‌که صرفاً یک بخش از صنعت غذایی-پذیرایی باشد، می‌تواند به یک آینه اجتماعی بدل شود: جایی که اقتصاد، جوان‌گرایی، تعاملات جنسیتی، فرهنگ جهانی و قوانین اخلاقی رسمی در تقاطع قرار می‌گیرند. با وجود موانع قانونی و اقتصادی که کسب‌وکارهای کوچک را تهدید می‌کند، میل به فضاهای آزادتر، خلاقانه‌تر و اجتماعی‌تر هنوز در قلب پایتخت ایران زنده است، حتی اگر هر فنجان قهوه، بخش کوچکی از این تضاد بزرگ‌تر را به نمایش بگذارد.

پست های مرتبط