کافهای که سفارشها با زبان اشاره ثبت میشود
- آزاده محنتی
- 2دقیقه
کافه نوشت: گاهی یک تغییر کوچک در شیوه ارتباط، میتواند دری تازه به روی فهم متقابل و احترام بگشاید. توجه به نیازهای جامعه توانیابان نهتنها نشانه پیشرفت اجتماعی است، بلکه یادآور این حقیقت است که دسترسی برابر، بخشی از کرامت انسانی است.
وسلی هارتول مشتهایش را بالا آورد و آنها را کنار گوشهایش تکان داد. سپس دستهایش را پایین آورد، انگشت شست و کوچک را باز کرد و آنها را مقابل سینهاش بالا و پایین برد، گویی در حال دوشیدن گاو است. در پایان، انگشتان یک دست را صاف روی چانهاش گذاشت و مچ دستش را به سمت جلو خم کرد. هارتول که هیچ مشکل شنوایی ندارد، با استفاده از زبان اشاره بریتانیایی (BSL) سفارش لاته صبحگاهیاش با شیر معمولی را در دیالوگ کافه، کافهای که توسط ناشنوایان اداره میشود و در دانشگاه شرق لندن قرار دارد ثبت کرد و از ویکتور اولانیان، باریستای ناشنوا، تشکر کرد.
هارتول، که در این دانشگاه تدریس میکند، میگوید: «راستش را بخواهید، وقتی این کافه برای اولین بار نزدیک محل کارم افتتاح شد، از آن دوری میکردم چون ایدهاش برایم اضطرابآور بود. اما حالا برایم بسیار جذاب شده است. زبان اشاره شگفتانگیز است. دارم به این فکر میکنم که در یک دوره آموزشی ثبتنام کنم تا بیشتر یاد بگیرم.»
اعتمادی که هارتول را ترغیب کرد تا زبان اشاره بریتانیایی را امتحان کند، منوی لمسی کافه بود. این منوها بهجای آنکه فقط فهرستی از قهوهها و کیکهای موجود را نشان دهند، ویدیوهایی از ترجمه آنها به زبان اشاره بریتانیایی نیز پخش میکنند. برای بسیاری از ناشنوایانی که از BSL استفاده میکنند، چنین دسترسی مستقیمی اهمیت زیادی دارد. زبان اشاره بریتانیایی، زبان اول دهها هزار نفر در بریتانیاست.
اولانیان که پنج سال است در این کافه کار میکند و اکنون همزمان با تحصیل در رشته حسابداری و مدیریت در دانشگاه ریدینگ، شیفتهای کاریاش را ادامه میدهد، به نظر میرسید از واکنش افراد شنوا به منوی ویدیویی کمی سرگرم شده است. او با زبان اشاره گفت: «من در میان افراد شنوا بزرگ شدهام، بنابراین در دنیای شنواها مشکلی ندارم. اما اغلب آنها هنگام ارتباط با ما دچار اضطراب میشوند. اگر این فناوری به آنها کمک کند، خیلی هم خوب است، اما من همینطور که هستم، مشکلی ندارم.»
پیشنهاد برای مطالعه: جهان به آمریکانو برمیگردد
در دو سال گذشته، موجی چشمگیر از محصولات دیجیتال و مبتنی بر هوش مصنوعی با هدف کاهش فاصلههای ارتباطی میان دنیای ناشنوایان و شنواها پدید آمده است؛ از آواتارهای زبان اشاره گرفته تا مدلهای بزرگ زایشی که میکوشند با پلتفرمهای اصلی هوش مصنوعی رقابت کنند. با این حال، ارزیابیهای مستقل از بسیاری از این سامانهها هنوز محدود است و پژوهشگران حوزه زبان اشاره هشدار میدهند که ابزارهای فعلی همچنان در درک ظرافتهای زبانی، تفاوتهای منطقهای و بافت معنایی دچار مشکلاند؛ بهویژه در موقعیتهای حساس و سرنوشتسازی مانند حوزه درمان و حقوق.
با اینهمه، دامنه این تلاشها قابل توجه است. استارتاپ بریتانیایی «Silence Speaks» سامانهای مبتنی بر آواتار طراحی کرده که متن را به زبان اشاره بریتانیایی (BSL) تبدیل میکند و مدعی است میتواند معناهای وابسته به بافت و نشانههای احساسی را نیز منتقل کند. پروژه بریتانیایی «SignGPT» نیز که با سرمایهای معادل ۸.۴۵ میلیون پوند پشتیبانی میشود، در حال توسعه مدلهایی برای ترجمه دوسویه میان BSL و زبان انگلیسی است و همزمان آنچه را «بزرگترین مجموعهداده زبانهای اشاره در جهان» مینامد، ایجاد میکند.
پژوهشهای هوش مصنوعی در حوزه زبانهای اشاره بهتدریج جنبهای بینالمللی و مشارکتیتر نیز پیدا کردهاند. یک پروژه تحقیقاتی مشترک میان بریتانیا و ژاپن با بودجه ۳.۵ میلیون پوند، در حال توسعه سامانههایی است که بهجای تکیه بر ویدیوهای مترجمان، بر پایه دادههای واقعی از گفتوگوهای طبیعی میان افراد ناشنوا آموزش میبینند. بخش زیادی از این پیشرفتها بهسرعت و در مدت کوتاهی رخ داده است. پروفسور بنسی وول، از پژوهشگران همکار پروژه SignGPT در مرکز پژوهش ناشنوایی، شناخت و زبان دانشگاه کالج لندن، میگوید زمانی که برای نخستین بار وارد حوزه پژوهش درباره BSL شد، امکانات ارتباطی برای ناشنوایان، فراتر از ارتباط چهرهبهچهره، بسیار محدود بود.
او میگوید: «در حالی که جهان با سرعت به سمت فناوریهای نو پیش میرفت، ناشنوایان اغلب از این روند عقب میماندند. تفاوت امروز در شتاب این تحولات است. در دو سال اخیر، جامعه ناشنوایان از ترکیبی فوقالعاده قدرتمند از امکانات جدید بهرهمند شده است.» با این حال، وول هشدار میدهد که فناوری همیشه هم اثر مثبت نداشته است: «در طول سالها، بهویژه در میان پژوهشگرانی که درک عمیقی از زبانهای اشاره ندارند، این تصور وجود داشته که راهحلی سریع و ساده در دسترس است؛ اینکه زبان اشاره را به انگلیسی نوشتاری تبدیل کنید و زندگی ناشنوایان ناگهان ایدهآل شود.» این تصور، به گفته وول، به شکلگیری فناوریهای واقعاً ناموفق انجامید؛ از لباسهای پوشیدنیِ ترجمه گرفته تا دستکشهای حجیم و دوربینهایی که روی سر نصب میشدند و قرار بود حرکات زبان اشاره را پردازش کنند.
او میگوید: «همه این طرحها از ابتدا محکوم به شکست بودند، چون توسط افرادی طراحی شده بودند که زبانهای اشاره را نمیشناختند و حتی از ناشنوایان نپرسیده بودند چه میخواهند؛ چه برسد به اینکه از همان ابتدا در کنار متخصصان ناشنوا کار کنند. جامعه ناشنوایان سالهاست از فراوانی این راهحلهای ضعیف و ناکارآمد خسته و ناامید شده است.»
پیشنهادی دیگر برای مطالعه: کافهنشینی به وقت بحران
با این حال، نیاز به راهحلهای مؤثر کاملاً واقعی است. در سراسر جهان حدود ۷۰ میلیون نفر ناشنوا یا کمشنوا هستند. در بریتانیا نیز دادههای سرشماری نشان میدهد حدود ۱۵۱ هزار نفر از زبان اشاره بریتانیایی (BSL) استفاده میکنند که برای نزدیک به ۲۵ هزار نفر از آنها، این زبان، زبان اصلی و نخست است. BSL یک زبان طبیعی و مستقل با دستور زبان و ساختار خاص خود است و صرفاً نسخهای اشارهای از زبان انگلیسی محسوب نمیشود.
برای این گروه، زبان انگلیسی نوشتاری و گفتاری اغلب زبان دوم و گاهی حتی زبان سوم، به شمار میآید؛ پس از لبخوانی، انگلیسیِ پشتیبانیشده با اشاره یا حتی مجموعهای از نشانهها و ژستهایی که در خانوادهها بهطور خودجوش شکل گرفتهاند.
این موضوع پیامدهای عملی مهمی دارد: زیرنویسها و متنهای نوشتاری همیشه جایگزین مناسبی برای دسترسی مستقیم به BSL نیستند. یک مطالعه گسترده در سال ۲۰۱۷ روی کودکان ناشنوای ۱۰ تا ۱۱ ساله نشان داد توانایی خواندن در ۴۸ درصد از کودکانی که فقط با زبان گفتاری آموزش دیده بودند، بهطور قابلتوجهی پایینتر از سطح مورد انتظار سنیشان بود؛ این رقم در میان کودکانی که زبان روزمرهشان یک زبان اشاره بود، به ۸۲ درصد میرسید.
دکتر لورن وارد، در مؤسسه ملی سلطنتی افراد ناشنوا (RNID)، نقشی کمسابقه دارد و مسئول هدایت فناوریهای هوش مصنوعی برای جامعه ناشنوایان است و در این زمینه به دولت و صنعت مشاوره میدهد. او میگوید: «سرعت تغییرات آنقدر زیاد بوده که RNID تصمیم غیرمعمولی گرفته و مهندسان را به استخدام خود درآورده است. ظرفیت این فناوریها برای کمک به جامعه ناشنوایان بسیار زیاد است اما در عین حال، امکان آسیبرسانی هم کم نیست.»
ناشنوایان مدتهاست از نخستین پذیرندگان فناوریهای نو بودهاند؛ برای مثال، پیامک در دهه ۱۹۹۰ تحولی اساسی در شیوه ارتباط آنها ایجاد کرد. اما به گفته وارد، دو سال گذشته با شدت تازهای از توجه و نگرانی همراه بوده است: «این حوزه ناگهان از آزمایشگاههای دانشگاهی وارد فضای استارتاپها و محصولات تجاری شده است.»
این تغییر تا حد زیادی به پیشرفتهای یادگیری ماشین و فناوریهای مرتبط وابسته است؛ پیشرفتهایی که سرانجام پردازش زبانهای اشاره در مقیاس بزرگ را از نظر فنی ممکن کردهاند. افزایش بودجههای پژوهشی، بهبود مجموعهدادهها و حضور پررنگتر پژوهشگران ناشنوا نیز به شتاب این روند افزوده است. در کنار اینها، توجه عمومی بیشتری به شکاف دیرینه میان حقوق قانونی ناشنوایان در دسترسی به خدمات و آنچه در عمل ارائه میشود جلب شده است؛ ارائه قابلاعتماد خدمات زبان اشاره دههها وعده داده شده، اما در بسیاری موارد هرگز بهطور واقعی محقق نشده است. وارد میگوید این همزمانیِ فرصت و خطر، شرایط امروز را به شمشیری دولبه تبدیل کرده است.
او میگوید: «این اتفاقات بسیار هیجانانگیز است و پنج سال آینده میتواند به پیشرفتهای واقعی منجر شود. اما این خطر هم وجود دارد که شرکتهای خصوصی بهجای همکاری با جامعه ناشنوایان و حرکت در مسیری که آنها هدایت میکنند، بیشتر به سودآوری فکر کنند.»
دکتر مارتجه ده مولدر، پژوهشگر ناشنوا و مشاور حوزه هوش مصنوعی زبانهای اشاره، نیز معتقد است که اهمیت این موضوع بسیار بالاست. او میگوید: «در حال حاضر، ناشنوایان عملاً از بخش عظیمی از اطلاعات آنلاین، از ویدیوهای آموزشی گرفته تا وبسایتهای دولتی، کنار گذاشته شدهاند. هیچکس هرگز منابع لازم برای ترجمه کل اینترنت به زبانهای اشاره را نخواهد داشت، بنابراین حتی راهحلهای ناقص و محدود هم میتوانند تحولآفرین باشند.»
نیل فاکس، پژوهشگر ناشنوا در دانشگاه بیرمنگام، نیز معتقد است اگر ترجمه مبتنی بر آواتار به کیفیت کافی برسد، میتواند بسیاری از فضاهای آنلاین را که امروز برای کاربران ناشنوا بسته است، قابل دسترس کند. با این حال، همه با احتیاط به این تحولات نگاه میکنند. ربکا منسل، مدیرعامل انجمن ناشنوایان بریتانیا، میگوید این حوزه «به بازاری بسیار سودآور تبدیل شده و در بسیاری از پروژهها، حضور ناشنوایان فقط در حد نمادین و نمایشی است.» او افزود: «همهچیز خیلی سریع در حال رخ دادن است و خطر واقعی این وجود دارد که راهحلهایی بدون مشارکت ما، به ما تحمیل شوند.»
منسل همچنین درباره نحوه استفاده و نظارت بر این فناوریها ابراز نگرانی کرد: «شاید استفاده از یک آواتار برای سفارش یک چیز ساده مناسب باشد، اما برای مثال در مورد اگر قرار باشد تشخیص سرطان به کسی منتقل شود چه؟ در مدارس هم، گاهی تنها دوست یک کودک ناشنوا، همان مترجم انسانی اوست.» دکتر لوئیز هیکمن، از مرکز فناوری و دموکراسی مایندرو و نویسنده اصلی گزارش «BSL برای فروش نیست»، بیش از یک دهه در حوزه اخلاق هوش مصنوعی فعالیت کرده است.
او میگوید: «بسیاری از شرکتها ادعا میکنند میتوانند این مشکلات را حل کنند، در حالی که پیچیدگیهای زبانی و فرهنگی BSL را درک نمیکنند. سامانههای آواتاری فعلی هنوز ظرافت و دقت مترجمان انسانی را ندارند و این موضوع در محیطهای پزشکی و حقوقی میتواند خطرآفرین باشد.» هیکمن همچنین به محدودیت دادههای موجود اشاره میکند: «زبان اشاره بریتانیایی با زبان اشاره ایرلندی یا آمریکایی یکسان نیست. حتی در داخل انگلستان هم گویشهای منطقهای مختلفی وجود دارد. این یعنی دادههایی که برای آموزش سیستمهای هوش مصنوعی در دسترس است، بسیار محدود است.» او میپرسد: «پس دادههای مناسب برای آموزش این سیستمها قرار است از کجا تأمین شود؟» و ادامه میدهد: «جامعه ناشنوایان خواهان نوآوری است، اما میخواهیم این روند کمی آهستهتر پیش برود تا بتوانیم در شکل دادن به آن نقش داشته باشیم و مطمئن شویم واقعاً به نفع ماست.»
در بازگشت به کافه، هاکان البیر، بنیانگذار آن، معتقد است به ابزارهایی پیچیدهتر از منوی ویدیویی ثابت BSL که در کافه استفاده میشود، چندان نیازی نیست. او میگوید: «خیلیها درباره نوآوری حرف میزنند، اما برای بیشتر ناشنوایان، این موضوع هنوز در حد نظریه است. چیزی که من میخواستم، ایجاد یک تعامل روزمره و معنادار برای افراد شنوا بود.»
او اضافه میکند: «قهوه فقط بهانه است. من برای شکستن این فاصلهها به فناوری پیچیدهای نیاز نداشتم؛ فقط لازم بود آدمها با هم صادقانه ارتباط برقرار کنند.» هارتول در حالی که کنار پیشخوان منتظر لاتهاش ایستاده بود، آرام و بیصدا در حال تمرین اشاره مربوط به «فلتوایت» بود؛ نشانهای از اینکه آنچه او را بارها به این کافه بازمیگرداند، همین تعامل ساده و انسانی است ــ تعاملی که فناوری آن را پشتیبانی میکند، اما جای آن را نمیگیرد؛ یک سفارش قهوه با زبان اشاره، هر بار از نو.
منبع: گاردین
پست های مرتبط
دوباره مرگ گلِ سرخ، دوبارهها، دوبارهها…
کافهتان را به مقصد محبوب دورکاران تبدیل کنید