کارمندان کافه از بیکاری میگویند
- سارا شمیرانی
- 2دقیقه
چراغ کافه یکییکی خاموش میشود؛ بیسر و صدا، بدون اطلاعیه، بدون آمار رسمی. پشت این خاموشیها اما زندگی صدها باریستا و کارمندهای کافه قرار دارد که پس از اعتراضات سراسری ایران، شغل خود را از دست دادهاند. باریستاهایی که نه کارگر رسمی محسوب میشوند و نه در فهرست بیکاران دیده میشوند. آنها حالا در حاشیه اقتصاد شهری، دنبال کاری میگردند که دیگر بهسادگی پیدا نمیشود.برخلاف صنایع بزرگ که تعطیلی آنها با آمار و بیانیه همراه است، بسته شدن کافهها اغلب بیسروصدا اتفاق میافتد. یک پلمب کوتاهمدت که به تعطیلی دائمی ختم میشود، یا افزایش اجاره و کاهش مشتری که صاحب کافه را ناچار به تعدیل نیرو میکند. در این بین، باریستاها که اغلب قرارداد رسمیندارند، نه بیمه بیکاری میگیرند و نه در آمارهای رسمیدیده میشوند.
همه راهها به بنبست ختم میشود
مینا بیگدلی از فعلان صنعت قهوه است. کسی که پیش از این اتفاقها، داوریهای زیادی برای مسابقات قهوه انجام داده. او حالا اما از سکوتی میگوید که سه ماه است گریبان همه فعالان حوزه قهوه و کافه را گرفته. « تعدیلها از سه ماه پیش شروع شد و بعد هم در این یک ماه شدت گرفت. حتی روستریها و کسانی که در حوزه تولید هم هستند وضع خوبی ندارند. باریستاها که دیگر بماند. خیلی از بچههای باریستا با شروع گرانیها به مشکل خوردند و سعی کردند با کارهای جانبی مثل فروش اینترنتی قهوه درآمدشان را بیشتر کنند اما بعد که اینترنتها قطع شد اوضاع بدتر شد. انگار که همه راهها به بنبست بخورد. حالا هم که نزدیک عید اکثرا خانهنشین شدند و هیچ درآمدی ندارند. مینا تایید میکند که باریستاها بیمه نمیشوند و برای همین هم امیدی به بیمه بیکاری ندارند. «اکثر کسانی که در کافه کار میکنند جوان هستند و چون هیچ صنف و اتحادیه مشخصی هم برای حمایت آنها وجود ندارد، بدون هیچ پاداش و دستمزدی اخراج میشوند. البته واقعا اینقدر شرایط بد است که نمیشود خردهای به صاحب کافه یا رستوران هم گرفت. همیشه این موقع از سال بهترین زمان کار کافهها بود ولی الان سوت و کور و بدون رونق است.»
فقط تا دو هفته دیگر پول دارم
خیلی از باریستاها میگویند بعد از اعتراضات، فضای کافهها بهشدت امنیتی شد. نظارتها زیاد شد، محدودیتها بیشتر شد و مشتریها، بهخصوص در ساعات عصر و شب، کمتر شدند. کافههایی که زمانی شلوغ و پرصدا بودند، حالا یا تعطیلاند یا با حداقل نیرو کار میکنند.علی باریستای یکی از کافههای پلمپ شده است. او میگوید:« بعد از تعطیلی خیلی بتوانم خرج زندگیام را بدهم ۱۵ روز است.» او دنبال کار است. «به هرکسی که بگویید درخواست کار کردم ولی کلا وضعیت خراب است. بعد از وصل شدن اینترنت در همه شبکههای اجتماعیام درخواست کار دارم ولی هیچ پیغامی نگرفتم. فقط هم صنفیهایم بودند که میگفتند ما هم وضعیت تو را داریم و نگران نباش.کافه هم که پلمپ شده و هیچکس جواب مشخصی نمیدهد که کی قرار است باز شود. از گوشه و کنار میشنویم که اصلا شاید هیچ وقت دیگر کافه را باز نکنند.»
باریستا، شغلی بدون پشتوانه
شغل باریستایی در ایران، با وجود مهارتمحور بودن، هنوز به رسمیت شناخته نشده است. نبود اتحادیه مستقل، قراردادهای شفاهی، دستمزدهای ناپایدار و وابستگی شدید به شرایط اجتماعی، این شغل را به یکی از بیثباتترین مشاغل خدماتی تبدیل کرده است. بعد از اعتراضات، بسیاری از باریستاها نهتنها شغل خود را از دست دادند، بلکه امکان یافتن کار جدید را هم ندارند؛ چون تعداد کافهها کمتر شده و رقابت شدیدتر است.
نگین باریستای یکی از کافههای شرق تهران است که تعدیل شده. میگوید:« در این یک ماه مشتری هم اگر میآمد داخل، فضا و حال و هوا را که میدید پشیمان میشد و برمیگشت.» او میگوید صاحب کافه مجبور شده که تعدیل نیرو کند اما به آنها قول داده که با بهتر شدن اوضاع دوباره آنها بر گرداند. نگین میگوید:« من برای تفریح کار میکردم و حالا دغدغه مالی خاصی ندارم اما بچهها مجبورند حتما کار کنند. چند تا از باریستاها فعلا راننده تاکسی اینترنتی یا پیک موتوری هستند تا تکلیف مشخص شود. بعضیها هم به مهاجرت فکر میکنند، هرچند که برای اکثر ما ، این گزینه فقط یک رؤیاست.»
کافهها در سالهای اخیر، بهویژه در شهرهای بزرگ، به چشم نهادهای فرهنگی غیررسمیدیده میشدند. جایی برای موسیقی، کتاب، بحث و حتی شکلگیری شبکههای اجتماعی. همین ویژگی باعث شد بعد از اعتراضات، حساسیت بیشتری روی آنها ایجاد شود. تعطیلی یا محدودسازی کافهها، فقط یک تصمیم اقتصادی نبود؛ بلکه بخشی از محدود کردن فضاهای عمومیشهری بود. محدود کردنی که در نهایت به ضرر شغلهای خردتر مثل باریستاها تمام شد. حالا علاوه بر حالِ روحی خرابی که اکثر مردم با آن دست به گریبانند و اجازه بیرون رفتن و کافهگردی به آنها نمیدهد، بیکاری باریستاها و از دست دادت شغل را هم باید به این وضعیت اضافه کرد. اتفاقهایی که به قول مینا بیگدلی آنقدر بزرگ و غیر قابل پیشبینیاند که تا دوردستها هیچ نقطه روشنی نمیتوان برایش متصور بود.
پست های مرتبط
کافه تایلندی در بلوار کشاورز تهران
بیکاری نزدیک به ۲ هزار کارمند و کارگر در کافهها